تبليغاتX
عشق مني
عشق مني
رسم عاشقي
عشق یعنی ....



پسرو دختر جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

دختر جوان : یواش تر برو من می ترسم!
پسر
 جوان: نه این جوری خیلی بهتره!!
دختر
 جوان: خواهش میکنم، من خیلی می ترسم! 
پسر جوان: خوب اما اول باید بگی که دوستم داری!!
 
دختر جوان: دوستت دارم،حالا میشه یواش تر برونی!
پسر
 جوان: منو محکم بگیر!
دختر
 جوان: خوب، حالا میشه یواش تر بری! 
پسر جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم میکنه.روز بعد، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید.

 دراین سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. پسر جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون این که دختر جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را برسر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:16 توسط سعيده |
چکه های خاطره

چکه های خاطره

 

از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم ، با دستهایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را...

دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ، دستانم را کمی کنار می زنم و از لا‌ به لا‌ی انگشتان لرزانم نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلا‌لی که از آن گله دارم که چرا حقیقت زندگی را از من پنهان کرد... !؟ و تو ای سنگ صبور لحظه لحظه های عمر کوتاه من ، چقدر

بی کس و تنها ماندی ! جواب صفحه های سفیدت را چه دهم که من نیز بی وفایی را از زمانه آموختم.

می دانم دلت آنقدر بزرگ و دریایی است که مرهم زخم های بی کس ام باقی بمانی و یک امشب دیگر را با من تا سحرگاهان همنوا شوی.

به سراغت نیامدم چون روح باران زده شیدای روزهای آشنایی گرفتار تگرگی بی پایان شد و اینگونه سیلا‌ب عشق در مسیر طغیان آمال و آرزوهایم تبدیل به سرابی شد.

نبودی تا ببینی که چگونه غزل در تاب یاسمن تب کرد و تا صبح نالید ، نبودی تا ببینی که آسمان چه بی قرار و معصومانه اشک می ریخت و تن سرد مرا نوازش می کرد ، نبودی تا ببینی که چگونه چشمانم در انتظارت ماند و نیامدی...

تو خود گفتی که دنیا فدای تو و چشمانت ، تو خود گفتی آبیِِِ آرامشِ دریا فدای نگاهت ، تو خود گفتی سرخی آتشین شقایق ها فدای قلب کوچکت...

حالا‌ از آن حرفهای رنگین اثری نیست و تمام آبی ها و قرمزها برایم رنگ باخته اند ، از تو نیز به خاطر دو رنگ بودنت شکوه ای ندارم ، چون دیگر دنیا برای من بی رنگ است!

و اما باز هم تو ای حریم پاک و بی آ لا‌یشم! می خواهم ترکت کنم و هیچ گاه به سوی صفحه های قلم خورده ای که خود بر رویت حک کردم ، باز نگردم . شاید اینگونه مجبور نباشی دستهای سفیدت را به زیر چکه های دلتنگی ام بگیری و له شوی و گیسوانم را بر تن لطیفت احساس کنی.

لحظه ، لحظه ای است جادوئی... ! در کنج خلوت این اتاق دستهای دختری ، آرام صندوقچه ای را مهر می کند و زمزمه ای در زیر لب دارد . نوایش ضعیف نیست اما هیچ کس نمی تواند بفهمد او چه می گفت و دیگر نمی گوید...


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 11:19 توسط سعيده |
امواج

از دریا پرسیدم:

که این امواج دیوانه ی تو از کرانه ها چه میخواهند؟

چرا اینان پریشان و در به در سر بر کرانه های از همه جا بی  خبر                   می زنند؟

دریا در مفابل سوالم گریست!

 امواج هم گریستند...

آن وقت دریا گفت:

که طعمه ی مرگ تنها آدمها نیستند

امواج هم مانند آدمها می میرند و

 این امواج زنده هستند که لاشه ی امواج مرده را شیون کنان به گورستان سواحل خاموش می سپارند!

 


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 11:3 توسط سعيده |
دوستت دارم

با تمام وجود صدایت می کنم . صدایت می کنم تا نگاهم کنی ، نگاهم کنی تا

چشمان پر از اشکم را ببینی ، اشکهایم را ببینی تا دلت برایم بسوزد ، دلت

بسوزد تا یک لحظه بیشتر کنارم بمانی . آن وقت از ته دل فریاد خواهم زد و به تو

خواهم گفت صادقانه 

 دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم

آن وقت شاید دیگر هرگز تنهایم نگذاری هرگز


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 18:51 توسط سعيده |
بيان احساسات ....


  
 
چشمانم  در نگاهش ساعتها خيره ماند 
  
 نداشتيم حرفي براي هم

 

 زيرا قلبهايمان در حال نجوا بودند       
      
نميخواستم خلوتشان را بر هم زنم
 

سكوت را ترجیح دادم  
 
تا قلبهايمان درد و دل كنند
 
 
چشمهايش عمق عشق را فرياد ميزد
 

ميداد  بوسيدن لبهايش آزارم  هوس
 

عشق مقدسمان را با هوسي زودگذر آلوده نكردم

 
اما چشمانم با اندامش عشق بازي مي كرد

 
چه عاشقانه بود ديروزم... 
 
چه تاريکست امروزم....
 
به آتش مي کشم خود را 
 
اگر فردا چنين باشد ....



 

                 


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 18:50 توسط سعيده |
دوستت دارم

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

                                      دوستت دارم 

                      


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 18:13 توسط سعيده |
حکایت

حکايتي مينويسم بر پرده دل اگر عاشقي عشق را باور کن

 بر آستان قلبت بنويس عاشقم تا وقتي زنده ام تاج عشقت

 را بر سر بگذاربا کلامي ساده فرياد بزن دوستت دارم

 دوستت دارم نگاهت را از عشقت بر نداردستت را از

دستش جدا مکن برايش بمان برايش بميرحالا که ميدانم تو هم

عاشقي آفرين به تو آفرين به تو توكه با من تا آخر

 حکايت آمديآفرين به تو که وفادارحکايت عشقي

 


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 10:23 توسط سعيده |
دنبال ...

 

دنبال نگاه ها نرو چون میتونن گولت بزنن.

 دنبال دارای نرو چون کمکم افول میکنه.

 دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی

چون بایک لبخند میشه یک روز تیره رو روشن کرد

 کسی رو پیدا کن که تو روشاد کنه

 


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 10:22 توسط سعيده |
ازخدا خواستم

از خدا خواستم تا دردهایم را التیام بخشد

خداوند پاسخ گفت :

 

مخلوق خوب من ! هر دردی را درمانی است

 

 و این تو هستی که باید درمان دردهایت را بجویی.

 

از خداوند خواستم تا به من صبر عنایت کند

 

خداوند پاسخ :

 

بنده قدرتمند من !صبر حاصل سختی است ،

 

عطا شدنی نیست بلکه آموختنی است

 

از خدا خواستم تا مرا شادی و شعف بخشد

 

خداوند پاسخ گفت:

 

نازنینم! من به تو موهبت بسیار بخشیدم،شاد بودن با خود توست

 

از خدا خواستم تا رنجم را کاستی دهد

 

خدا وند پاسخ گفت:

 

مخلوق صبورم ! بهای رنج تو دوری از دنیا و نزدیکی به من است

 

از خدا خواستم تا روحم را شکوفا سازد

 

خداوند پاسخ گفت:

 

پرورش روح تو با تو، اما آراستن آن با من

 

از خداوند خواستم تا از لذایذ دنیا سرشارم سازد

 

خداوند پاسخ گفت:

 

من به تو زندگی بخشیدم ،بهره مندی از آن با تو

 

از خداوند خواستم تا راه عشق ورزیدن را به من بیاموزد

 

خداوند پاسخ گفت:

 

اشرف مخلوقات من ،بالاخره دریافتی که چه از من بخواهی

 

به خاطر داشته باش که در مسیر عشق ورزیدن به من ، به مقصد

 

دوست داشتن دیگران خواهی رسید

 

 


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 11:7 توسط سعيده |
نگاه

ای نگاهت رونق فردای من

          

      در تو معنی میشود دنیای من

                              

                   ای کلامت بهترین اثبات عشق

                                              

                                      با تو ماندن آرزو ، رویای من

 

        


موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385 و ساعت 18:11 توسط سعيده |
نجوا

کودک نجوا کرد:    خدايا با من صحبت کن....

                          و يک چکاوک در چمنزار آواز خواند.....

                                                       ولی کودک نشنيد.......

پس کودک فرياد زد: خدايا با من صحبت کن ....

                              و آذرخش در آسمان غريد.....

                                                       ولی کودک باز متوجه چيزی نشد.......

سپس کودک فرياد زد:خدايا به من يک معجزه نشان بده ....

                                   و يک زندگی متولد شد.....

                                                         کودک نفهميد.......

کودک در نا اميدی گريه کرد و گفت:  خدايا مرا لمس کن ...و بگذار تو را بشناسم ....

                                                     پس نزد وی آمد و لمسش کرد.....

                                                     ولی کودک بالهای پروانه را شکست!!!.....

                                                    و در حاليکه خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد....

             

عشق يك آينه است و رابطه واقعي ، آينه اي است كه در آن دو عاشق چهره يكديگر را مي بينند و خدا را باز مي شناسند .اين راهي بسوي پروردگار است .

زندگي به هيچ روي اسرار آميز نيست ، زندگی بر برگ برگ درختان و بر تك تك شنهاي ساحل دريا نوشته شده است . زندگي در هر يك از انوار زرين آفتاب گنجانيده شده است .به هر چه بر مي خوری زندگي است با تمام زيبايی اش.

ذهني تكامل يافته است كه ظرفيت حيرت كردن را حفظ كرده باشد ذهني بالغ است كه مدام به شگفتي در آيد ، از ديگران ، از خودش از هر چيزي . زندگي حيرتي است هميشگی

دو دستي چسبيدن به هر چيزي نشانگر بي اعتمادي است . اگر به زن يا مردي عشق مي ورزي و دو دستي به او چسبيده اي ، اين به تمام معنا نشان مي دهد كه اعتماد نمي كنی

عشق هرگز قادر به تملك نيست.عشق آزادي بخشيدن به ديگري است . عشق هديه اي بدون قيد و شرط است . عشق معامله نيست .

هر لحظه چنان زندگي كن كه گويي واپسين لحظه است و كسي چه مي داند ، شايد كه واقعا واپسين لحظه باشد.

عشق نخستين گام به سوي كبرياست و تسليم ، آخرين گام و اين دو گام كل سفر است .

اگر بيشتر عشق بورزي ، بيشتري ، اگر كمتر عشق بورزي كمتري ، تو هميشه در تناسب با عشقت هستي .

عبادت تفريح است . بنابراين چنانچه كه به معبد رفتي و خيلي جدي شدي ، معبد را عوضي گرفته اي . براي خنديدن ، شادماني و لذت به معبد برو .

ما به بال احتياج داريم ، بال هاي عشق ، نه بالهاي منطق ، منطق تو را به سمت پايين مي كشد . منطق تابع قانون جاذبه است . عشق تو را به سوي ستاره ها مي برد .

مرگ تنها براي آن عده اي زيباست كه زندگي خود را زيبا سپري كرده اند . آنان كه از زيستن نهراسيده اند . آنان كه به قدر كافي شهامت زندگي كردن داشته اند . آنان كه عشق ورزيدند ، آنان كه به رقص در آمدند و آنان كه جشن گرفتند .

در هر كاري كه انجام مي دهي بي همتايي خويش را به نمايش بگذار . فرديت خود را عرضه كن .بگذار هستي به تو افتخار كند .آنگاه زندگي ، همچون وبالي برگردن احساس نخواهد شد . زندگي به عطري دل انگيز بدل خواهد شد . 

درختان عاشق زمين اند و زمين عاشق درختان . پرندگان عاشق درختانند و درختان عاشق پرندگان . زمين عاشق آسمان است و آسمان عاشق زمين . سراسر هستي در اقيانوس عظيم عشق به سر مي برد . بگذار عشق نيايش تو باشد ، بگذار عشق عبادت تو باشد .
 

موضوع : متن هاي عاشقانه
| *| نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 12:31 توسط سعيده |
لینک خود را اضافه کنیدعزيزم منو لینک کن دوست جون

*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*

به وبلاگ من خوش اومدی